وبلاگ...

نهُ سال پیش ...

هیژده سالگی...

...

حتی دیگه چارتا کلمه رو هم نمی تونم بچینم کنار هم...

 

تولدت مبارک وبلاگ نُه ساله ام .

/ 10 نظر / 20 بازدید
سارا

آسمون جونم تو چرا اینقدر غمگینی؟. یک ساله که تو همینی چیزی شده؟ می خوای با هم حرف بزنیم؟ آخ تو چرا ایقدر تو خودتی؟گاهی وقت ها لازمه آدما حرف بزنن .دوست دارم حرفات رو بشنوم شاید گوش خوبی باشم برای شنیدن حرفات.تو واقعا غمگینی و من ناراحتم یاسی همیشه خندون دیگه نمی خنده دیگه نمی نو یسه دیگه ساز نمی زنه دیگه نقاشین می کشه دیگه عکس نمی گیره دیگه با دوستاش بیرون نمی یاد[خنثی]

اقتصاد

سلام آسمون وسیع من[بغل][بغل][بغل][بغل] تولد وبلاگت مبارک من یه روز نشستم و از اول تا آخر وبلاگت رو خوندم و حسابی لذت بردم.هر موقع حوصله داشتی هم دیگه رو ببینیم دوست دارم نظر رو در مورد کارهام بدونم. امیدوارم که همیشه خندون ببینمت.امیدوارم که اون غصه ای که توی دلت داری و به قول استادمون رنگش هم آبی فیروزه ایه زودتر تبدیل ب شادی های صورتی بشه واست.

علی

زیبا بود به منم سر بزن تازه آپ کردم

سارا

سلام یاسی.چقدرررررررررر قالب وبلاگت قشنگ شده.حالت خووووووووووووبه؟ یک ماهه که از فیس بوک رفتی گوشیت رو خاموش کردی توی وایبر و وات اپ هم که جوابمون رو نمی دی ایمیل می زنیم جواب نمی دی بابا دلم تنگ شده برات فکر کنم تنها جایی که دوستش داری و می شه پیدات کرد همین وبلاگته

ساحل

وبلاگ زیبایی داری.خوش حال میشم به منم سر بزنی

shamim

این جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی ! : چه ژست زشتی . . شماره های توی گوشیم ٩٩٪ بیخودنا… حالا کافیه یکیو پاک کنم… فرداش مرگ و زندگیم دست همون یه نفر میفته :| . . صبورانه در انتطار زمان بمان هر چیزی در زمان خودش رخ می دهد... باغبان حتی اگر باغش را غرق در آب هم کند درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند.. . . واییی شکست...دستمو میگم خوشحال میشم تو هم یه سربزنی.....

فاطمه

تولد سه ماه پیش وبلاگتون مبارک.[دست]

*ღ*مرد احساسی*ღ*

سخت است ؛ خیلی سخت ! وقتی بدانی او کجای زندگی توست ، اما ندانی تو کجای زندگی او هستی ! ................. اگه امکانش هست به منم سر بزنید